با درود به تمامی دوستان عزیز
در حواشی انتخابات ۸۸ موسیقی از محسن نامجو گوش می دادم که بی مناسبت با این روزها نیست . بخونید حالشو ببرین
شعر یا بهتره بگم کلمات وصف حال ماست....
به امید پیروزی موسوی
آی ی ی مرد سامری خفن شدی......
ببین دیازپام ده خورانده اند خلق را
گذر گذر گذر گذر.....
از سه راه آذری گذر، از حدود سروری گذر
از پیازو جعفری گذر
از شراب خانگی گذر
از سه راه آذری گذر
زکار و بار و یارو دلبر گذر
دود سیگار را بگیر به عرش رو
فرش زیر پای را فروش ز س؛ر ز همسر گذر
زمادر گذر ز ما؛ زما ... درگذر
دود سیگار را ببین برو بمیر
زیر پای را ببین ، ز جان ز خانمان گذر
عر بزن کوبه سفالیت بر در بزن
گشوده شد چو در، ز در گذر
از کار رو بارو حال و یارو فالو دلبر گذر
از کار رو بارو حال و یارو فالو دلبر گذر
جسم خود سه راه آذری ببر برون نیا؛
شمال شهر را بکش ،بکش به دست آمپول و ساقیان و در گذر
ز سر، زهمسر ، ز مادر گذر
تیغ و رگ ز جمجمه تپانچه بگذران بر آزردگی خود کمانچه بگذران
زجان ،ز جان زخانمان گذر
ببین چگونه جان مشوش است عدد بده
ببین شهید شد برادرت عدد بده
ببین که نیستی عدد ، نود بده
ز صد گذر
ببین ، بین ،ببین، ببین ....
دلت به انتظار چمهاست عدد بده
دلت به انتظار سبزهاست عدد بده
دلت به انتظار چمهاست
ببین جهان چگونه کرده است راست....
نرو به زیرکار و بار دلبران گران
نرو نرو نرو
نرو به زیرکار و بار دلبران گران
خزان شدی وسست و زرد از کران تا کران
دلت چه شد؟ دلت چه شد؟
به باد رفت تمام ایده ها و آرزو زیاد رفت؟
چست و چابکی چنین که خشم در نهی زجان گذر
زجان زخانمان گذر
گذر ،گذر ، گذر ،گذر
برو ونک به گوشه ای نشین و ساز زن برو چنان بگوشهای برو به زیر آواز زن
دد بشو ، بشو تهمتن و زهفت خوان گذر
تیغ و رگ ز جمجمه تپانچه بگذران بر آزردگی خود کمانچه بگذران
ببین ، بین ،ببین، ببین ....
ببین دیازپام ده خورانده اند خلق را
ببین چگونه کرده اند مطریای دلق را
ببین چگونه بشکنند جای شیشه تلق را
ببین چگونه پول می دهیم قبض آب و برق را
ببین احاطه کرده است عدد فکر خلق را
مچاله شو ، به جوی آب شو روان عدد بده
زباله شو به گوشه ای غمین هزار ساله شو عدد بده
این قرار عاشقانه را عدد بده
شور و حال عارفانه را عدد بده
رو جهانه بکرانه را سند بزن
روی رود تشنگیت سد بزن
عدد ،عدد،عدد ،عدد بده..
عدد بده
چه مانده است در برت فقط ندای ماندولین
چه مانده است بر کفت فقط سرنگ انسولین
انسلین و واسکازین و وازلین و صاحبین و مومنین
گذر گذر گذر گذر
آی مرد سامری خفن شدی
بر سه راه آذری کفن شدی
عین ماده بیکسی ز پیچ و تاب این زمانه چون چلانده اند تورا رسن شدی
گذر گذر گذر گذر....
بر گرفته از کلمات محسن نامجو
رئیس جمهوری اسلامی ایران روز یکشنبه (۳ آذر) و در حاشیه دیدار از پانزدهمین نمایشگاه مطبوعات، به پرسشهای خبرنگاران پاسخ داد. وی در مورد تأثیر سقوط بهای نفت بر اقتصاد ایران، اقتصاد کشور را «درونزا» خواند و گفت: «ما قادر هستیم که کشور خود را حتی با نفت ۸ دلار و ۵ دلاری اداره کنیم.»
نفت ۵ دلاری یا ۱۰۰ دلاری؟
خبرگزاری ایرنا به نقل از احمدینژاد مینویسد: «کاهش قیمت نفت بر اقتصاد جهانی اثرات سویی دارد. ما معتقدیم که دوران سلطه اقتصادی نظام سلطه به پایان راه خود رسیده و رو به اضمحلال است... برخلاف برخی اظهارنظرها که اصرار دارند که کاهش قیمت نفت بر اقتصاد ایران تاثیر شگرفی خواهد داشت با طرح ریزی ها و برنامه ریزی های صورت گرفته تقریبا تاثیری در اقتصاد ما ندارد».
بهای نفت در هفتههای اخیر و در پی رکود اقتصاد جهانی، روند نزولی به خود گرفته است. نفت وست تگزاساینترمدیت در معاملات روز جمعه (اول آذر) ۵۰ دلار و ۱۵ سنت در هر بشکه دادوستد شد. نفت برنت دریای شمال نیز بشکهای ۴۹ دلار ۲۵ سنت فروخته شد. ارزش نفت اوپک نیز به بشکهای حدود ۴۰ دلار رسیده است.
به اعتقاد کارشناسان، ایران با نفت زیر ۷۰ تا ۸۰ دلار با کسری بودجه مواجه خواهد شد. صندوق ذخیره ارزی هم به ادعای منتقدان سیاستهای اقتصادی دولت نهم، آنقدر موجودی ندارد که بتواند کسری بودجه طولانیمدت را جبران کند. البته احمدینژاد در سخنان خود در نمایشگاه مطبوعات اعلام کرده است که «... ما به اندازه کافی از نظر ذخیره ارزی پشتوانه داریم.»
خشکسالی گذشته نیز دولت را در معرض واردات گسترده کالاهای اساسی قرار داده است. بر اساس گزارش خبرگزاری مهر، در هفت ماه نخست سال ۱۳۸۷ بالغ بر ۵/ ۱ میلیون تن گندم به کشور وارد شده است. بخشی از واردات هم برای مهار تورم صورت گرفته است.
از سوی دیگر، برخی از منتقدان سفرهای استانی دولت بر این عقیدهاند که این سفرها توقعات عمومی را افزایش میدهد که برای تحقق وعدههای داده شده نیاز به سرمایهگذاری هنگفتی است. با توجه به اینکه اقتصاد ایران تا حد بسیار زیادی وابسته به نفت است، ادعای اداره کشور با نفت ۸ یا ۵ دلاری جای پرسش دارد.
نفت ۹ دلاری و ادعای «کاخنشینان استکباری»
یکی دیگر از اهرمهایی که اقتصاد را زیر فشار قرار خواهد داد، طرح موسوم به تحول اقتصادی است. این طرح بخشی از جراحی بزرگ اقتصادی دولت نهم است که اخیرا به کمیسیون ویژه طرح تحول اقتصادی مجلس ارائه شده است. هنوز جزئیات طرح یادشده مشخص نیست، اما هدفمند کردن یارانهها و اجرا این طرح، به گفته کارشناسان نفت بالای ۹۰ دلار میطلبد. در این میان، رئیس دولت نهم در نمایشگاه مطبوعات در جمع خبرنگاران اعلام کرده است که «... به ویژه با طرح تحول اقتصادی که دولت در دست اقدام دارد انشاءالله تاثیرات منفی کاهش قیمت نفت بر اقتصاد کشور از بین میرود».
احمدینژاد دورانی را شاهد ادعای خود میگیرد که کشور با نفت ۹ دلاری اداره میشد. وی ادامه میدهد «امروز برخی کاخ نشینان استکباری خیال میکنند که کاهش قیمت نفت باعث بحران در اقتصاد ایران میشود اما همچنان که بحران بانکها و اقتصاد جهانی بر اقتصاد ایران تاثیری نداشت کاهش قیمت نفت نیز نمیتواند تاثیر آنچنانی بر اقتصاد کشور ما داشته باشد.»
این اضهارات احمدینژاد در حالیست که بسیاری از کارشناسان اقتصادی و محافل وابسته به بخش خصوصی در ایران در هفتههای گذشته، کاهش بهای نفت را دارای پیامدهای زیانباری برای اقتصاد ایران دانستهاند که رکود و بیکاری از آن جملهاند.
این تنها منتقدان دولت نیستند که بر آسیبپذیری اقتصاد ایران از کاهش بهای نفت تأکید میکنند. غلامعلی رشید، جانشین فرمانده ستاد کل نیروهای مسلح، روز شنبه (۲ آذر) بر خلاف گفتههای احمدینژاد، کاهش بهای نفت را یکی از تهدیدهایی خوانده که ایران، امروز با آن روبهروست. خبرگزاری دانشجویان ایران، ایسنا، به نقل از رشید نوشت: «کاهش قیمت نفت، اتمال حادثهسازی از سوی اسرائیل و القاعده و تحولات اجتماعی احتمالی، سه تهدید عمده هستند.»
تحریمهای بینالمللی علیه ایران را نیز تباید از قلم انداخت. این تحریمها علاوه بر اینکه دسترسی ایران به برخی کالاها را ممنوع میکند، هزینههای واردات را نیز تا حد زیادی بالا میبرند. این خود بار مضاعفی بر دوش اقتصاد مینهد.
مسئله فلسطین، مهمترین مشکل جهان
احمدینژاد در گوشهای از سخنان خود در جمع خبرنگاران، مشکل فلسطین را نخستین مشکل جهان خوانده است. خبرگزاری ایرنا به نقل از رئیس جمهور ایران مینویسد: «بیش از صد سال است که رژیم صهیونیستی بشریت را با مشکل مواجه کرده و باعث ایجاد تبعیض و اختلاف میان ملت ها شده است» .
شایان ذکر است که کشور اسرائیل ۶۰ سال پیش پایهگذاری شد.
ایرنا
از همه هم وطن ها در خواست میکنم تا با رفتن به این سایت این پتیشنpetition رو امضا کنند و مشته محکمی رو به این دولت بی کفایت (احمدی نژاد و رفقا) بزنن.
آدرس:http://www.petitiononline.com/sos02082/petition-sign.html
عرب هر که با شد به من دشمن است ******* کژ اندیش و بد خوی اهریمن است
متن کامل وصیت نامه "داریوش"
اينك كه من از دنيا مي روم، بيست و پنج كشور جز امپراتوري ايران است و در تمامي اين كشورها پول ايران رواج دارد و ايرانيان درآن كشورها داراي احترام هستند و مردم آن كشورها نيز در ايران داراي احترامند، جانشين من خشايارشا بايد مثل من در حفظ اين كشورها كوشا باشد و راه نگهداري اين كشورها اين است كه در امور داخلي آن ها مداخله نكند و مذهب و شعائر آنان را محترم شمرد .
اكنون كه من از اين دنيا مي روم تو دوازده كرور دريك زر در خزانه داري و اين زر يكي از اركان قدرت تو مي باشد، زيرا قدرت پادشاه فقط به شمشير نيست بلكه به ثروت نيز هست. البته به خاطر داشته باش تو بايد به اين حزانه بيفزايي نه اين كه از آن بكاهي، من نمي گويم كه در مواقع ضروري از آن برداشت نكن، زيرا قاعده اين زر در خزانه آن است كه هنگام ضرورت از آن برداشت كنند، اما در اولين فرصت آن چه برداشتي به خزانه بر گردان .
مادرت آتوسا ( دختر كورش كبير ) بر گردن من حق دارد پس پيوسته وسايل رضايت خاطرش را فراهم كن .
ده سال است كه من مشغول ساختن انبارهاي غله در نقاط مختلف كشور هستم و من روش ساختن اين انبارها را كه از سنگ ساخته مي شود و به شكل استوانه هست در مصر آموختم و چون انبارها پيوسته تخليه مي شود حشرات در آن به وجود نمي آيد و غله در اين انبارها چندين سال مي ماند بدون اين كه فاسد شود و تو بايد بعد از من به ساختن انبارهاي غله ادامه بدهي تا اين كه همواره آذوغه دو ياسه سال كشور در آن انبارها موجود باشد و هر سال بعد از اين كه غله جديد بدست آمد از غله موجود در انبارها براي تامين كسري خوار و بار استفاده كن و غله جديد را بعد از اين كه بوجاري شد به انبار منتقل نما و به اين ترتيب تو براي آذوقه در اين مملكت دغدغه نخواهي داشت ولو دو يا سه سال پياپي خشك سالي شود .
هرگز دوستان و نديمان خود را به كارهاي مملكتي نگمار و براي آنها همان مزيت دوست بودن با تو كافيست، چون اگر دوستان و نديمان خود را به كار هاي مملكتي بگماري و آنان به مردم ظلم كنند و استفاده نا مشروع نمايند نخواهي توانست آنها را مجازات كني چون با تو دوست اند و تو ناچاري رعايت دوستي نمايي.
كانالي كه من مي حواستم بين رود نيل و درياي سرخ به وجود آورم ( كانال سوئز ) به اتمام نرسيد و تمام كردن اين كانال از نظر بازرگاني و جنگي خيلي اهميت دارد، تو بايد آن كانال را به اتمام رساني و عوارض عبور كشتي ها از آن كانال نبايد آن قدر سنگين باشد كه ناخدايان كشتي ها ترجيح بدهند كه از آن عبور نكنند .
اكنون من سپاهي به طرف مصر فرستادم تا اين كه در اين قلمرو ، نظم و امنيت برقرار كند، ولي فرصت نكردم سپاهي به طرف يونان بفرستم و تو بايد اين كار را به انجام برساني، با يك ارتش قدرتمند به يونان حمله كن و به يونانيان بفهمان كه پادشاه ايران قادر است مرتكبين فجايع را تنبيه كند .
توصيه ديگر من به تو اين است كه هرگز دروغگو و متملق را به خود راه نده، چون هر دوي آنها آفت سلطنت اند و بدون ترحم دروغگو را از خود بران. هرگز عمال ديوان را بر مردم مسلط مكن و براي اين كه عمال ديوان بر مردم مسلط نشوند، قانون ماليات را وضع كردم كه تماس عمال ديوان با مردم را خيلي كم كرده است و اگر اين قانون را حفظ نمايي عمال حكومت زياد با مردم تماس نخواهند داشت .
افسران و سربازان ارتش را راضي نگاه دار و با آنها بدرفتاري نكن، اگر با آنها بد رفتاري نمايي آن ها نخواهند توانست مقابله به مثل كنند ، اما در ميدان جنگ تلافي خواهند كرد ولو به قيمت كشته شدن خودشان باشد و تلافي آن ها اين طور خواهد بود كه دست روي دست مي گذارند و تسليم مي شوند تا اين كه وسيله شكست خوردن تو را فراهم كنند .
امر آموزش را كه من شروع كردم ادامه بده و بگذار اتباع تو بتوانند بخوانند و بنويسند تا اين كه فهم و عقل آنها بيشتر شود و هر چه فهم و عقل آنها بيشتر شود تو با اطمينان بيشتري حكومت خواهي كرد .
همواره حامي كيش يزدان پرستي باش، اما هيچ قومي را مجبور نكن كه از كيش تو پيروي نمايد و پيوسته و هميشه به خاطر داشته باش كه هر كسي بايد آزاد باشد تا از هر كيشي كه ميل دارد پيروي كند
بعد از اين كه من زندگي را بدرود گفتم ، بدن من را بشوي و آنگاه كفني را كه من خود فراهم كردم بر من بپيچان و در تابوت سنگي قرار بده و در قبر بگذار ، اما قبرم را مسدود مكن تا هر زماني كه مي تواني وارد قبر بشوي و تابوت سنگي من را آنجا ببيني و بفهمي كه من پدرت پادشاهي مقتدر بودم و بر بيست و پنج كشور سلطنت مي كردم مردم و تو نيز خواهيد مرد زيرا كه سرنوشت آدمي اين است كه بميرد، خواه پادشاه بيست و پنج كشور باشد ، خواه يك خاركن و هيچ كس در اين جهان باقي نخواهد ماند، اگر تو هر زمان كه فرصت بدست مي آوري وارد قبر من بشوي و تابوت مرا ببيني، غرور و خودخواهي بر تو غلبه نخواهد كرد، اما وقتي مرگ خود را نزديك ديدي، بگو قبر مرا مسدود كنند و وصيت كن كه پسرت قبر تو را باز نگه دارد تا اين كه بتواند تابوت حاوي جسدت را ببيند.
زنهار، زنهار، هرگز خودت هم مدعي و هم قاضي نشو، اگر از كسي ادعايي داري موافقت كن يك قاضي بي طرف آن ادعا را مورد رسيدگي قرار دهد و راي صادر كند، زيرا كسي كه مدعيست اگر قضاوت كند ظلم خواهد كرد.
هرگز از آباد كردن دست برندار زيرا كه اگر از آبادكردن دست برداري كشور تو رو به ويراني خواهد گذاشت، زيرا قائده اينست كه وقتي كشوري آباد نمي شود به طرف ويراني مي رود، در آباد كردن ، حفر قنات ، احداث جاده و شهرسازي را در درجه اول قرار بده .
عفو و دوستي را فراموش مكن و بدان بعد از عدالت برجسته ترين صفت پادشاهان عفو است و سخاوت، ولي عفو بايد فقط موقعي باشد كه كسي نسبت به تو خطايي كرده باشد و اگر به ديگري خطايي كرده باشد و تو عفو كني ظلم كرده اي زيرا حق ديگري را پايمال نموده اي .
بيش از اين چيزي نمي گويم، اين اظهارات را با حضور كساني كه غير از تو اينجا حاضراند كردم تا اين كه بدانند قبل از مرگ من اين توصيه ها را كرده ام و اينك برويد و مرا تنها بگذاريد زيرا احساس مي كنم مرگم نزديك شده است .
"باز باران" : باز آخوند ، با عمامه، با دروغ هاي فراوان ، مي خورد از مال مردم، مي پرد بر کول مردم، کودکي تنبل به حوزه، همچو بلبل ، مدح روضه ، يادم آيد از فلسطين، از بلنديهاي جولان، از دلار نفت ايران ، حرفهاي احمقانه، از رجايي زمانه ، "دور مي گشتم زخانه" ، شرع چون شمشير بران، پاره مي کرد مغز ما را ، بشنو اينک کودک من ، از زبان مام ميهن، مرز و بوم پاک ايران، اين رئيس جمهور نادان ، کرد ويران , کرد ويران

دبيرخانه رضا پهلوي
چهارشنبه 29 اسفند 1386
ممولی نگو بلا بگو
(سروده ابراهیم نبوی در وصف رئیس جمهور محترم)
توی ده ارادون
ممولی اومد تو میدون
ممولی نگو، بلا بگو
تنبل تنبلا بگو
.....ادامه مطلب
گویم که دلم خون است زین دین بیابانی*** منظور من از این دین دانم که تو می دانی
جمعی که فغان کردند زین فتنه اعرابی*** یا کشته به تیغ جهل یا مرده به زندانی
گفتند چه رندانه از شوکت قبل از آن ***با شعر رو کلام و نثر از صوفی و روحانی
با زهد فراوانش گفت آنچه که باید گفت *** ایوان مدائن را خاقانی شروانی
با ترس چه زیبا گفت از زهد و ریا با ما ***با گربه و با موشش آن شاعر زاکانی
حافظ به زبان خود ، سعدی به کلامی چند ***گاهی به عیان گفتند گاهی به پریشانی
بشنو سخنی روشن از خالق شه نامه ***در بند توانی کرد ضحاک به آسانی
شعر و می موسیقی گفتند حرام است آن *****گر طالب آن باشی سوداش به پنهانی
دست از سر ما بردار، زحمت بود این رحمت ***خوب است اگر این دین باشد(بادا) به تو ارزانی
از کوروش دانایی در جهل چرا مانی؟*** ننگ است بر ایرانی آیین بیابانی!!!